.
در یک نظر سنجی از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه
جالبی به دست آمد از این قرار :
سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل کمبود غذا
در سایر کشورها صادقانه بیان کنید؟
و کسی جوابی نداد چون ؛
در آفریقا کسی نمی دانست غذا یعنی چه؟
در آسیا کسی نمی دانست نظر یعنی چه؟
در اروپای شرقی کسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟
در اروپای غربی کسی نمی دانست کمبود یعنی چه؟
در آمریکا کسی نمی دانست سایر
کشورها یعنی چه ؟
+
نوشته شده در جمعه
1387/02/13ساعت   توسط رها
|
سلام یه
چند وقتی هست که سر نمی زنم آخه سرم شلوغه و حوصله هم ندارم!
1-این شعر
زیبا را جایی خوندم حیفم اومد نذارم!
2-این شعر
برعکس احساس فعلی من است یعنی<<باز هم قلبم به پایه کسی افتاد!>>
3-الان 22
سالمه و یه مقداری هم تجربه در مورد رابطه با دخترها دارم اما واقعیت اینه که هیچ
وقت نتونستم از رویه نگاه یه دختر قریبه به احساسش پی ببرم. نمی دونم این نگاه از
روی احساسه یا خشم یا تمسخر و شاید هم از روی تحسین! اما هر چی هست فقط یه نگاهه و
من نمی تونم معنی آن را درک کنم!
(Please some one helps me)
4-نمی دونم انتخاب برای همه این قدر سخته یا من
اینجوریم؟یه نفر هست که ازش خوشم میاد و یه نفر دیگه هم هست که نیم نگاهی یه من
داره ولی نمی تونم تشخیص بدم که چرا این قدر حواسش به منه؟ و از شکست می ترسم واسه
همین انتخاب واسم خیلی سخت شده!
5- چرا
این دخترها همیشه آدم را به دوستاشون نشون میدن؟
خواهش می
کنم یکی به فریاد من بدبخت برسه؟!!!!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز هم
قلبی به پایم افتاد
باز هم
چشمی به رویم خیره شد
باز هم در
گیر و دار یک نبرد
عشق من بر
قلب سردی چیره شد
باز هم از
چشمه لب های من
تشنه ای
سیراب شد سیراب شد
باز هم در
بستر اغوش من
رهرویی در
خواب شد در خواب شد
بر دو
چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی
دانم چه می جویم دراو
عاشقی دیوانه
می خواهم که زود
بگذرد از
جاه و مال و آبرو
او شراب
بوسه می خواهد زمن
من چه
گویم قلب پر امید را
او به فکر
لذت و غافل که من
طالب آن
لذت جاوید را
من صفای
عشق می خواهم از او
تا فدا
سازم وجود خویش را
او تنی می
خواهد از من آتشین
تا
بسوزاند در او تشویش را
او به من
می گوید ای آغوش گرم
مست نازم
کن که من دیوانه ام
من به او
می گویم ای ناآشنا
بگذر از
من من ترا بیگانه ام
آه از این
دل آه از این جام امید
عاقبت
بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در
دست هر بیگانه ای
ای دریغا
کس به آوازش نخواند
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/01/28ساعت   توسط رها
|
زمان به من آموخت که:
دست دادن به معنای رفاقت نیست.
بوسیدن قول ماندن نیست.
و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست.
چه زیبا آموخت این درس های تلخ را!!!
+
نوشته شده در شنبه
1387/01/10ساعت   توسط رها
|
مظهر عشق و نور و سر مستی طبیعت
نماد توجه و علاقه اورمزد به زمین
نوروز همیشه جاوید و یادگار ایران باستان
بر شما مبارک
در سایه توجه اهورا مزدا سال خوب و خوشی را برای شما آرزومندم
برای من هم دعا کنید
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/01/01ساعت   توسط رها
|
اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.
"دکتر علی شریعتی
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/12/16ساعت   توسط رها
|
سلام خیلی وقته که سر نزدم.آخه چیزی واسه نوشتن نداشتم از بس در مورد اوضاع سیاسی و اقتصادی نوشتم خسته شدم اخه همه خودشون درک می کنن این شرایط را!!!! درد دل من هم که همیشه تکراریه!!!!!

ولی این بار می خوام از یه چیز جدید بگم!
این سوال توی ذهن اکثر جوونها وجود داره که باید رای بدیم یا نه؟
۱-اگه رای ندیم مخالفتمون را با این دولت و حکومت نشون دادیم!
۲-اگه رای بدیم شانس برگزینی افراد با صلاحیت تر را زیاد می کنیم!
خب شما کدوم گزینه را انتخاب می کنید؟
می خواهم این موضوع را روشن کنم.
در جامعه ما افرادی وجود دارند که همیشه و تحت هر شرایطی رای می دهند.این افراد اعم هستند از افراد پیر و بیسواد - موافقان در هر شرایط سنی-طرفداران در هر شراط سنی (امیدوارم که تفاوت موافق و طرفدار را بدانید). این افراد تقریبا ۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه ما را تشکیل می دهند.اکثر قریب به اتفاق این افراد طرفدار و پیرو جناح سیاسی موسوم به اصولگرایان هستند (اصولگراها افرادی هستند که نظرات دینی و تعصبات دینی را ارجح به همه موارد اعم از سلیقه جامعه -حقوق بشر و..... می دانند رییس جمهور و مجلس این دوره از اصولگرایان هستند)
باقی افراد جامعه یا مخالف بوده که تقریبا ۵ تا ۱۰ درصد جامعه را تشکیل می دهندکه به هیچ عنوان در رای گیری ها شرکت نمی کنند و یا افرادی هستند که بر حسب مقتضیات زمان رای می دهند(مثل مجلس ششم- دوم خرداد ۱۳۷۶ و دوم خرداد ۱۳۸۰)این افراد همان دسته از جامعه هستند که سوال بالا برای اکثر آنها پیش می آید(و اکثر آنها طرفدار سیاست اصلاح طلبان هستند.اصلاح طلبان به جناح سیاسی در ایران اطلاق می شود که خود را پیرو خط امام دانسته. دین را بر حسب مقتضیات زمان می پذیرند .معتقد به حقوق بشر و ..... هستند)
پس تا الان نتیجه رای ۳۰ تا ۳۵ درصد جامعه معلوم است و به حساب اصولگرایان ریخته شده.اگر از ۱۰ درصد مخالف چشم پوشی کنیم.و باقی جامعه را به پای صندوق های رای بکشانیم باز اصلاح طلبان پیروز این جدال هستند.
نتیجه رای ندادن آن ۵۰ تا ۵۵ درصد جامعه را هم اکنون شاهد هستیم.اوضاع اقتصادی نا مناسب به خاطر سیاست های اشتباه و سیاست خارجه بد بوسیله لحن نامناسب.اوضاع اجتماعی بسته به خاطر تعصبات بیجا و اشتباه در قرن ۲۱ .اوضاع سیاسی بسته و خفقان اور به خاطر این که خود را نماینده دین و خدا دانسته پس هر گونه انتقاد به معنای مخالفت با دین و خدا است!
حال بعضی مواردی جون رد صلاحیت ها و تقلب در انتخابات را بهانه قرار می دهند. در این که رد صلاحیت عملی اشتباه و وسیله ای نا مناسب جهت حذف رقیب است شکی در ان نیست اما باز کسانی تایید صلاحیت شده اند که شاید اصلاح طلب واقعی نباشند اما دیدگاههایی نزدیک به اصلاح طلبان دارند.که تعداد این گونه افراد در بین تایید صلاحیت شده ها کم نیست!پس با انتخابی درست باز می توان صحنه را به نفع اصلاح طلبان عوض کرد. در مورد تقلب در انتخابات باید این را بگویم که هیچ انتخاباتی در دنیا خالی از تقلب نیست اما میزان ان در ایران خیلی زیاد است که تنها راه مقابله با ان رای دادن است چون وقتی رای مردم به نفع جناحی زیاد باشد امکان تقلب به حداقل میزان خود میرسد فقط به دلیل حفظ امنیت داخلی همین و بس!
به امید انتخاباتی آگاهانه از مردم.
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/12/12ساعت   توسط رها
|
سلام امروز ۲۵ بهمن روز تولد منه(تبریک یادتون نره!)
ولی حیف آخه هیچکس یادش نیست.نه بابا و نه مامان.داداشامون را هم که ول کن!بابا و مامان که سرشون خیلی شلوغه اصلا فکر این چیزا نیستن.دوست و رفیقامون هم که ول معطلن!خب فقط می مونه خودم!!! منم می خوام خودمو خیلی تحویل بگیرم!
داوود جان عزیزم گلم خوشگلم نازم و...... تولدت مبارک!
راستی یادم رفت بگم الان ۲۲ سالم شده هوووووووووووووووووووووووووووووووووورا


راستی امروز ولنتاین هم هست .درسته که معتقدم ما ایرانیان باید روز ۲۹ بهمن را جشن بگیریم اما از قدیم گفتن هر گلی یه بویی میده!
من که امسال سرم بی کلاه بود امیدوارم که شما اینطور نبوده باشید!
این روز قشنگ را به همه دونفره ها تبریک میگم!

+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/11/25ساعت   توسط رها
|
هیهات من ذله!
هیهات من ذله!

هیهات من ذله.
افسوس می خورم فقط به حال خویش.
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/11/21ساعت   توسط رها
|
رفتن یه دوست همیشه سخته حتی اگه اون دوست یه دوست مجازی و وبلاگی باشه.ولی خب می خواد بره آخه میگه خسته شده شاید راست بگه ولی جای خالیش همیشه حس میشه .امیدوارم که سروش عزیز که یک همراه و هم هدف برای من بود بعد از مدتی که خستگی در کرد بازم بیاد و بنویسه!
به امید ان روز.
این پست آخر سروش نویسنده وبلاگ شاه فلسفه است.
ما هم رفتنی شدیم به همین سادگی
وبلاگ نیچه ، پادشاه فلسفه هم به روزهای آخرش رسید
نیچه عزیز می فرماید : در هر فرو شدنی خود خواسته ، فرا شدنی بزرگ در پیش خواهد بود . پس از دره ها نباید ترسید چرا که اگر دره ها نبودند وجود قله ها معنایی نداشت
بسیاری چه دیر می میرند و اندکی چه زود ! اما بهنگام بمیر ! آموزه است هنوز با طنینی نا آشنا
( چنین گفت زرتشت – درباره مرگ خود خواسته )
لطفا اسپیکر کامپیوترتان را روشن کنید آهنگی زیبا و پر مفهوم روی وبلاگ قرار دادم که برای همیشه روی آن باقی خواهد ماند فقط باید کمی تحمل کنید تا دانلود بشه
آخرین پست کمی طولانی است بدلیل اینکه شامل چند پستی است که قصد داشتم در آینده روی وبلاگم قرار دهم
--------------------------------------------------------------


نیچه : ممکن است لو سالومه یک فرشته نفهم باشد ؟
ممکن است من یک الاغ نفهم باشم ؟
-----------------------------------------------------------
قضاوت با شما

آقایان این همه تفکر کردند ، مملکت رو هواست ، اگه تفکر نمی کردن چی میشد ؟
------------------------------------------------------------
در مملکتی که همه خود را می خارانند ، مریض کسی است که خود را نمی خاراند. ببخشید اگر امروز کمی بی ادبانه حرف می زنم اما می خواهم حقایقی را که یافته ام بیان کنم ، حقیقت سروش را . تنها دلخوشی ام خانواده ام و دوستانی است که دارم و انسانهای آزاده ای که گهگاه با آنها برخورد می کنم و شما خواننده عزیز وبلاگم . اما دیگر حالم از این مملکت بهم می خورد . از این موجوداتی که نام انسان را به دنبال خود به یدک می کشند . موقع بدبختی به یاد خدا می افتند و موقع سر خوشی ، وحشی و درنده می شوند. انسانهایی که معنی هیچ چیز را نمی فهمند نه ناموس و نه انسانیت .حرف مردانگی می زنند ، اما به دنبال نوامیس همدیگر هستند . وجودشان تنها از گردن به پایین است . نمی توانم اسم آنها را حیوان بگذارم چرا که احساس می کنم با این کار به حیوانات توهین خواهد شد . همان انسان نام برازنده ای برای آنهاست . از مذهبشان ، از دینداری شان ، از دلسوزی هایشان ، از به اصطلاح مردانگی کردن هایشان و از مراسم عروسی و عزاداری شان و .. حالم بهم می خورد. احساس مسخره بازی به من دست می دهد. خودشان را مسخره کرده اند
دوست دارم بالا بیاورم ، بر قله ها صعود کنم و فریاد بزنم حالم از شما بهم میخوره کثافت ها ، حرومی ها . شما مردمی هستید که حرف و عملتان متناقض است . مثل کرم توی هم می لولید که چه بشود ؟ کجا را می خواهید بگیرید ؟ شما نابودید. حالم از ناموس فروش ها بهم می خورد. دیگر حالم از انسانیت خودم هم بهم می خورد . دیگر نمی خواهم انسان باشم . دوست ندارم همنام شما ها باشم آخر این مملکت است ؟ حکومت فاسد ، مردم نادان گله ای که چوپان به هر جهتی بخواهد حرکتشان می دهد. مرد ها زن شده اند و زن ها مرد. همه در حال بازیگری هستند. حسادت و فریبکاری جای همه چیزتان را گرفته . اما شما دوستان عزیزم را به خداهایتان خواهم سپرد و صمیمانه آرزو می کنم همیشه شاد و موفق و پیروز باشید و روزی بتوانید خداهایتان را نابود سازید و خود بر کرسی خدایی بنشینید. امروز به تنهاییم خواهم گریخت با چشمانی گریان . اگر شما هم اشکی در چشمانتان حلقه زد از دور دستتان را می بوسم و خواهش می کنم اشکتان را به حقیقت هدیه دهید ، حقیقتِ سروش
------------------------------------------------------------
این آخرین باری است که می گریم
و دیگر نخواهم گریست
چرا که نمی خواهم فاصله ای حتی به ضخامت اشکی
ما بین چشمانم و تو باشد ای حقیقت
30 / 10 / 1386 سروش
و او هم رفت به همین سادگی به کنج خلوت تنهاییش رفت. و یک نفر از جمعیت ما کم شد حیف!
کاش از رفتن پشیمان بشه اخه خیلی حیف بود خیلی قشنگ می نوشت تازه بهش عادت کرده بودم و بعد از وبلاگ خودم دومین وبلاگی بود که همیشه بهش سر میزدم خیلی حیف شد!
نمیدونم سروش این پست را می خونه یا نه؟اگه می خونه ازش عاجزانه می خوام که به نوشتن ادامه بده چون یه سرباز کمتر یعنی یه نیرو به نفع دشمن !! پس ادامه بده پسر ما هنوز باید بجنگیم !
برای دیدن وبلاگ قشنگ سروش عزیز در پیوند دوستان روی لینک دوستار نیچه کلیک کنید.
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/11/03ساعت   توسط رها
|
آسمان خون می گرید.
زمین ضجه می زند.
ابرها از درد می غرند.
خورشید توان طلوع کردن ندارد.
ماه در پشت ابر زار می زند.
فرات از پر آبی پشیمان است.
چون پسر دخت پیمبر در خواب نیست و به فکر ظهر روز دهم است!
+
نوشته شده در جمعه
1386/10/28ساعت   توسط رها
|
آنچه منع می شود جاذبه پیدا می کند و آنچه انکار می شود به اشاره فرا می خواندمان !
تنها آگاهی به بازیهای ذهن است که که آزادمان میکند .
نفی و انکار نفی و انکار نیست بر عکس فرا خواندن و ترغیب است .
ذهن همواره پیرامون آنچه که تحریم شده است می گردد مانند زبان در دهان که همواره با جای خالی دندان کشیده شده بازی می کند.
پس همواره مراقب نفی و انکار تضاد و سرکوب امیال باشید .
"اشو"
کاش عالیجنابان خاکستری پوش فقط اندکی به این گفته ها دقت می کردند و این قدر این جامعه فلج و بیمار را تحت فشار نمی گذاشتند تا از این چیزی که هست هم نحیف تر و سست بنیان تر شود.امام خمینی بارها در سخنانش خطاب به انقلابیون و حکومتی ها به این نکته اشاره کرد که:"از تندرو ها بپرهیزید و مسئولیت های سیاسی به آنها ندهید که آنها از منافقین برای این انقلاب خطرناکترند" اما حال فقط به تندرو ها مسئولیت داده می شود و این هم دلیلش این است که هنوز بعد از 30 سال شورای نگهبانی وجود دارد که مبادا منافقان و دست نشانده های بیگانه و غرب زده ها راهی به دولت و حکومت پیدا کرده و مردم را نسبت به دولت و حکومت بدبین کنند غافل از اینکه خود با تندروی هایشان تیشه به ریشه این انقلاب میزنند و تقصیر را گردن اطرافیان می اندازند.
به فردا ها امید دارم چون هر قدر شب تاریک تر و سردتر و خوف آورتر باشد طلوع خورشید گرمتر و زیبایی اش بیشتر به چشم می آید . به امید طلوعی زیبا و دل انگیز.
انتخابات مجلس ملی در راه است طلوع خورشید را می توان سریعتر انتظار کشید در صورتی که با رای هایمان خواسته هایمان را بیان کنیم .
دوستان نتیجه رای ندادن هایمان را بعد از 2 سال نظاره گر هستیم پس دیگر این اشتباه را تکرار نکنیم!!!
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/10/10ساعت   توسط رها
|
سلام من هنوز بلاتکلیفم واسه همینه که نمی تونم پستی بنویسم اخه بلاتکلیفی مغز ادم را از کار میندازه .
وای خدا نزدیک امتحان ها شدیم و من هنوز هیچی درس نخوندم اخه تازه دیروز نصف جزوه های درس ها را از بچه ها گرفتم

راستی شاید اهوازم نرم اخه عمه ام و پسر عمه ام از مکه دارند میان خیلی دلم میخواد برم ولی نه درس خوندم و تازه سر کارم باید برم
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا روزها را ۴۸ ساعت نیافریدی؟
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/09/29ساعت   توسط رها
|
سلام ببخشید یه مدتی هست که سر نزدم.آخه سرم خیلی شلوغه هم باید سر کار برم هم درس بخونم هم حواسم به این طرف و اون طرف باشه و هم اینکه شاید قسمت بشه یه کار خیری بعد از مدتها بکنم خواهش می کنم دعایم کنید که بشه اخه دیگه خسته شدم !!!
+
نوشته شده در جمعه
1386/09/16ساعت   توسط رها
|
کورش از خواب برخیز که نیازمند رهبریت هستیم! کورش از خواب برخیز و ببین که این ایران اباد قتلگاه فرزندانت شده است و برخیز و ببین که به خاطر حماقت بعضی نام زشت تروریست بر ما نهاده اند کاش یک نفر شبیه تو باز رهبری این کشور را بر عهده می گرفت
وصیت نامه کورش:
اينك من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزء امپراتوري ايران است و در تمام اين كشور ها پول ايران رواج
دارد وايرانيان در آن كشور ها داراي احترام هستند . و مردم كشور ها در ايران نيز داراي احترام هستند.
جانشين من خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين كشور ها بكوشد وراه نگهداري اين كشور ها آن است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب وشعائر آنان را محترم بشمارد. اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور در يك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد . زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي . من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند ، اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان . مادرت آتوسا برمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن . ده سال است كه من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود وبه شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينكه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه دو و يا سه سال كشور در آن انبارها موجود باشد . و هر ساله بعد از اينكه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خواروبار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوغه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود . هرگز دوستان ونديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است . چون اگر دوستان ونديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي . كانالي كه من ميخواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد تو بايد آن كانال را به اتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند . اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند ، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني . با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند . توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغ گو و متملق را به خود راه نده ، چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن ، و براي اينكه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند ، قانون ماليات وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ كني عمال حكومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت . افسران وسربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بدرفتاري نكن . اگر با آنها بد رفتاري كني آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند . اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند . امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده وبگذار اتباع تو بتوانند بخوانند وبنويسند تا اينكه فهم وعقل آنها بيشتر شود وهر چه فهم وعقل آنها بيشتر شود ، تو با اطمينان بيشتري ميتواني سلطنت كني . همواره حامي كيش يزدان پرستي باش . اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هركس بايد آزاد باشد و از هر كيش كه ميل دارد پيروي نمايد . بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم . بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كرده ام بر من به پيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار . اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هرزماني كه ميتواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، كه من پدر تو پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست وپنج كشور سلطنت ميكردم ،مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد . زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد ، خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد خواه يك خاركن و هيچ كس در این جهان باقي نخواهد ماند . اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني ، غرور وخود خواهي برتو غلبه نخواهد كرد ، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي ، بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند . زنهار زنهار ، هرگز هم مدعي وهم قاضي نشو اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد . و راي صادر نمايد . زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد . هرگز از آباد كردن دست برندار . زيرا كه اگر از آباد كردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا اين قاعده است كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد كردن ، حفر قنات و احداث جاده وشهر سازي را در درجه اول قرار بده . عفو وسخاوت را فراموش نكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولي عفو بايد فقط موقعي بكار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي . بيش از اين چيزي نميگويم . اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اينجا حاضر هستند ، كردم . تا اينكه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميكنم مرگم نزديك شده است

+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/08/24ساعت   توسط رها
|
پشت دریاها شهری است که در پنجره ها رو به تجلی باز است
دست هر کودک ۱۰ ساله شهر شاخه معرفتی است!
.
.
.
.
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به اب
دور خواهم شد از این خاک غریب
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/08/21ساعت   توسط رها
|
دیدم دلم گرفته!
هوای گریه دارم!
تو این غروب غمگین!
دور از رفیق و یارم!
دیدمدلم گرفته!
دنیا به این شلوغی!
این همه آدم اما من کسی را ندارم!
+
نوشته شده در جمعه
1386/08/04ساعت   توسط رها
|
...و باز آسمان دلم ابری است...........
خوش به حال دو نفره ها!
+
نوشته شده در جمعه
1386/07/27ساعت   توسط رها
|
تنم داره میسوزه مثل کوره!
بعد از کلی وفت که بلاگم به گل نشسته بود سخنرانی پرزیدنت احمدی نژاد توی دانشگاه کلمبیا سبب شد که بیام و حرف دلم و چیزایی که توی دلم مونده را اینجا بگم!
خدا به هممون رحم کنه! اون موقع که محبوبیتش فقط در سطح کشور و فقط مناطق محروم که از بازی های سیاسی هیچ چیزی سر در نمیارن بود چه شخصیتی داشت و تلویزیون (رسانه ملی که در جهت تبلیغ یه شخصیت فقط فعالیت میکنه)واسش چی کار می کرد وای به حال حالا که توی دانشگاه کلمبیا واسش دست هم زدند!!
۱- یکی از کاندیداهای ریاست فدراسیون فوتبال که فکر کنم توی شورای شهر هم فعالیت می کنه گفته:(از طرف اربابم امام حسین (ع) به من الهام شده که بیام و فوتبال ایران را به سوی معنویت سوق بدم) خب معلومه دیگه وقتی که پرزیدنت امام زمان را ببینه و شب قبل از انتخابات یه سید به خواب آقای جنتی بیاد و ..... خدا به دادمون برسه توی این دو ساله باقی مونده!حتما حضرت فاطمه هم هر شب به خواب فاطمه رجبی میاد و حتما دخت پیمبر به این خانم گفته که آقای رفسنجانی و آقای خاتمی و حسن روحانی باید خلع لباس بشوند!
۲- در پی سخنرانی نخست وزیر جدید فرانسه مبنی بر آمادگی جهانی برای حمله به ایران آقای الهام دوباره نظر پراکنی کردند به این مضموم:(این آقایون هنوز در سیاست آماتور هستند و به پختگی نرسیدند که این حرف ها را میزنند وما به این حرف ها توجهی نمی کنیم تا این آقایون به پختگی در سیاست برسند)این آقا(جناب الهام را عرض می کنم) یادشون رفته که خودشون چه رفتاری را داشتندمثلا موضوع حذف اسرائیل از نقشه جهان و هولوکاست و .....حالا قوره نشده مویز شده اند و در سیاست خبره شده اند.
۳-بعد از کشته شدن نزدیک به ۱۵۰ نفر از هم میهنان عزیزمون به خاطر آتش گرفتن خودروی پژو ۴۰۵ مسئولان تازه یادشون افتاده که از کمپانی پژو شکایت کنند و ادعای غرامت ۱۰ ملیون دلار بابت هر فرد را در دادگاهای جهانی بکنند که مطمئنا به هیچ جایی نمیرسه مگه شکایت بازماندگان و خانوادهای کشته شدگان توی کشور راه به جایی برد که شکایت از خارجی ها اثر گذار باشه؟تازه آتش گرفتن این خودرو به خاطر دستکاری های بزرگترین کمپانی خودرو سازی خاور میانه(ایران خودرو) بوده وگرنه همین خوردو نزدیک به ۱۰ سال در کشور تولید می شد و جزء محبوب ترین خودرو ها بود تازه این خوردو در سال ۱۹۸۵ یه عنوان امن ترین خودروی دینا و شاید اروپا بوده حالا فقط واسه این که دهن مردم را ببندند این حرف ها را می زنند و دست آخر میگن ببینید این خارجی ها اصلا عادل نیستند و ........................
۴- این تحریم اقتصادی بد چیزی بود نمی دانم که این خبر صحت داره یا نه ولی گویا از کسانی که خودروی تندر ثبت نام کرده اند خواسته شده پول خود را پس بگیرند چون تحریم هستیم و کشور فرانسه حاضر نیست این خودرو را به ایران تحویل بده تازه دیگه لوازم یدکی خودروی گل هم توی کشور به سادگی پیدا نمیشه چون این پرزیدنت باهوش کاری کرد که ما تحررررررررررررررررررررررررررررررررررررریم بشیم!
کاشکی هوشیاری نصیبم نمی شد آخه هوشیاری غم بزرگیه
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/07/05ساعت   توسط رها
|
به امید ظهور منجی شیعیان مهدی موعود.
یه سوال؟:یعنی اینقدر اوضاع سیاسی اجتماعی مردم خرابه که برای تولد منجی(من در مورد کل جهان صحبت میکنم و منظورم از منجی نه تنها مهدی موعود بلکه عیسی مسیح و مهدی موعود و یهو و
اشو زرتشت و بوداست)تا این اندازه منتظرند؟
+
نوشته شده در چهارشنبه
1386/06/07ساعت   توسط رها
|
خسته شدم از همه چیز.
۱- از این مردم(که خودم یکی از اونا هستم! )
۲- از این دولت (که رییس جمهورش می گه دموکراسی خنده آور ترین کلمه ای که تا حالا شنیدم!!!یادش رفته خودش با دموکراسی سر کار اومد وگرنه با این تی و قیافه به درد ترسوندن بچه ها می خوره
۳- از نگاه های آدما که نمی فهمم عیبی یا ایرادی دارم شایدم بیش از اندازه خوش تیم(
)
۴- از این اوضاع جهان. که هر روز می فهمی یه گوشه از اون کلی آدم اعم از زن و مرد و بچه یا از گرسنگی یا از ایدز و یا جنگ کشته می شن
۵- از دست جناب آقای الهام که با صحبتاشون مردم را گوسفند فرض می کنند!!!
۶-از دست ریئس جمهور که گفته از وقتی دولت نهم سر کار اومده مردم سر حال تر و شاداب تر و سر زنده تر شده اند
۷- از دست خودم که دور دوم به این دولت تمام دموکرات رای دادم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه
1386/05/25ساعت   توسط رها
|
تقدیم به تمام زنان ایران زمین که همیشه و در همه حال در این کشور جنس دوم تلقی شده اند:
مرا گر در مقام همسری بینی-نه یک همخواب و همبستر
یک همراه و یک یار وفادارم-نه یک برده-مکن اینگونه پندارم
که جوشد خون آزادی به شریانم-بدون زن کجا میداشت تاریخ تو؟
آرش با کمانش؟کاوه ی آهنگر با گرز و سندانش؟
بدون زن کجا میداشتی آن شاعر توسی؟
مرا گر در مقام مادری بینی
مگو با من که هست فرشی از بهشت زیر پایم
نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است
ز نور عشق من رخشنده کیهان است
که با دستان من گردون به جریان است
که جای پای من بر چهره ی سرخ و سپید و سبز ایران است
برو ای مرد دگر مبر آسان به لب نامم
که من آزاده زن فرزند ایرانم
+
نوشته شده در دوشنبه
1386/05/08ساعت   توسط رها
|
ما همونیم که می تونیم پشت بوم آفتاب با شب نما کاشی کنیم
ما را دست کم نگیر ما را دست کم نگیر
ما همونیم که می تونیم کف اقیانوسا با رنگین کمون کاشی کنیم
ما را دست کم نگیر ما را دست کم نگیر
نه ما را دست کم نگیر!!!

+
نوشته شده در جمعه
1386/04/29ساعت   توسط رها
|
می خام برم :
جایی که نه آسمونش / نه صدای مردمونش / نه غمش / نه جنب جوشش/ نه گلای گل فروشش مثل اینجا آهنی نیست.
حالا اگه شما میدونید که اینجا در کدوم طول و عرض جغرافیاییه خواهش می کنم که خبر کنید تا واسه گرفتن ویزا اقدام کنم


+
نوشته شده در شنبه
1386/04/23ساعت   توسط رها
|
اگر که کالاها بـازم قيمتاشون قد کشيده
اگر ترافيـک خفنه ، موبايـلا آنتـن نمـيده
کنکور اگر که مشکله
حل نمي شه معادله
هرجا اگر خرابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر تو هر وزارتي پارتي و رشوه جاريه
اگر تـــو هـر اداره اي تخـــــلفِ اداريـــه
هرچيزي ميشه زير و رو
اگر تقلب ميشه تو
حوزه ي انتخابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر که صُب تا شب بايد مثل يه دانکي! کار کني
اگر بايد جـــون بکنــي تا همــسر اختيــار کنــي!
اگر يکي«جون»نداره !
براي شب نون نداره
يکي خونهش کبابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر فلانــي داره با فلانــي دعــوا ميکنــــــــه
همش توي روزنامه ها تکذيب و افشا ميکنه
اگر واسه يه لقمه نون
بايد کنار هر ستون
چاپ بکنن جوابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر تو تبليغات ميگفت:«ما با حجاب کار نداريم
با هرچـي کار داشته باشيم کاري با اجبــار نداريم»
براي راي ِ پرفروغ
اگر که گفتن ِ دورغ
شيوهي راييابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر که دانشگاهامون نيمکتِ کافي ندارن
اگر که استادا يه ربع وقت اضــافي ندارن
دانشجو بايد بدونه
اگر که تو کتابخونه
معضل ِ بيکتابيه
تقصير بدحجابيه !
***
مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشــــي و يک شب مهتابي باشه
اگر دلم بهم ميگه
يا تو يا هيچ کس ديگه
آسمونم که آبيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر خيار گرون ميشه سالي سه بار گرون ميشـه
اگر که بــي مقدمـــه ميـــوه به نرخ خــون مـــيشه
به جون کــامرون دياز !
اگر که قيمت پياز
به قيمت گلابيه
تقصير بدحجابيه !
***
اگر براي ادعا زبــــــــــــــــــــــــــون داريم هزار وجب
ولي تو خيلي عرصه ها همش ميريم دنده عقب
اگر دواي دردمون
هميشه صدتا کاميون
شعار انقلابيه
تقصير بدحجابيه
+
نوشته شده در یکشنبه
1386/04/17ساعت   توسط رها
|
سلام یه مدت نبودم ببخشید ولی یه سوال دارم که یه چند وقتی هست ذهنم را مشغول کرده؟
به نظر شما واقعا خدا عادل است؟
ببینید نمی خوام فکر کنید که دارم پوچ گرا می شم یا کفر می گم. اگه خدا عادل است پس دلیل این بی عدالتی ها در پراکنده کردن نعمت هایش در چیست؟فرق من با اون جوون سوئدی چیه که بیشترین استفاده را داره از جوونیش می بره؟ یا فرق اوون بچه های افریقایی که از گرسنگی میمیرند
و آرزویه زندگیه من را دارند
یا چرا یه گشور باید نفت داشته باشه و دیگری از منابع طبیعی هیچی ؟اصلا تو خود کشور یه نگاه بندازید می دونید علت مهاجرت روستاییان چیه ؟ توزیع نا برابر نعمت ها خب بالاخره اون ها هم رفاه را دوست دارند نه؟
به نظر من اصول دین ۴ تا است. ۱-توحید ۲-نبوت ۳- امامت ۴- معاد
نظر شما چیه؟ ببینید از منظر سوم شخص نگاه کنید و تمام تعصبات دینی را کنار بگذارید و بعدا فکر کنید!
+
نوشته شده در شنبه
1386/04/16ساعت   توسط رها
|