تبليغاتX
آزاد اندیش پارس
امروز ۲۵ بهمن و ۱۴ فوریه تولد منه.

۲۳ ساله شدم اما....

هنوز از بابام پول تو جیبی می گیرم!

هنوز مثل بچه ها وقتی خوشحالم می خندم و همه می دونند که خوشحالم و وقتی ناراحتم همه می پرسن چی شده!

هنوز نسبت به هیچ چیز و هیچ کس احساس مسئولیت نمی کنم!

هنوز منتظر یه معجزه هستم تا اوضاعم بهتر بشه!

هنوز جوراب هام را ۱۰ روز یه بار می شورم!

هنوز نفهمیدم عشق یعنی چی؟!

هنوز پنج شنبه شب را به متر کردن خیابان نظر و خاقانی طی می کنم!

هنوز از اینکه بستنی قیفی را لیس بزنم لذت می برم!

هنوز از اینکه تا نصف شب فیلم ببینم احساس شعف می کنم!

هنوز وقتی میرم شهر بازی جیغ می کشم!

هنوز وقتی یه ماشین توپ و یا یه خانوم ...  می بینم میگم خوش به حال صاحب و شوهرش!!!

هنوز امریکا واسم مدینه فاضله است!

و این بود و است زندگی من!

+ نوشته شده در شنبه 1387/11/26ساعت توسط رها |

باغ وحش


تو گلوش‌ شکسته‌ فریاد ، خیلی‌ وقته‌ رفته‌ از یاد
 شیرِ باوقارِ جنگل‌ ، پُشت‌ِ میله‌های‌ فولاد
 روی‌ یالای‌ بلندش‌ ، سایه‌ی‌ مگس‌ نشسته‌
 نا نداره‌ که‌ بغرّه‌ شیرِ پُر غرورِ خسته‌
 خسته‌ از دوری‌ چشمه‌ ، خسته‌ از این‌ قفس‌ِ تنگ‌
 غربت‌ِ جنگل‌ُ ریخته‌ تو دوتا چشم‌ِ عسل‌ْ رنگ‌
 نمی‌دونه‌ چرا اینجا همه‌ میله‌ها بُلندن‌
 آدمای‌ پُر هیاهو به‌ سکوت‌ِ اون‌ می‌خندن‌
 
 شیرِ پیرِ باغ‌ وحش‌ِ شهر ما ،
 یه‌ ماهه‌ هیچی‌ نخورده‌ آدما !
 
 نعره‌ کن‌ ! شیرِ قشنگم‌ ! چرا بی‌ صدا نشستی‌ ؟
 نعره‌ سر کن‌ تا بدونن‌ که‌ هنوز تو زنده‌ هستی‌ !
 نکنه‌ غرورِ جنگل‌ تو دلت‌ نمونده‌ باشه‌ !
 نکنه‌ سکوت‌ِ اینجا صدات‌ُ سوزونده‌ باشه‌ !
 یادِ این‌ آدما بنداز که‌ تو اون‌ شیرِ بزرگی‌ !
 حریف‌ِ صد تا پلنگی‌ ، حریف‌ِ یه‌ گلّه‌ گرگی‌ !
 نعره‌ کن‌ ! شیرِ قشنگم‌ ! چرا بی‌ صدا نشستی‌ ؟
 حالا که‌ موقع‌ خواب‌ نیست‌ ، واسه‌ چی‌ چشمات‌ُ بستی‌ ؟
 
 شیرِ پیرِ باغ‌ وحش‌ِ شهر ما ،
 دیگه‌ دِق‌ کرده‌ وُ مُرده‌ آدما !

 

یغما گلرویی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23ساعت توسط رها |

اومدم كه بگم

هستم چون مي خواهم كه باشم.

ببخشيد نبودم خيلي كار داشتم خيلي به قول اون غر غرو (در نظرات منو برق گرفته)پروژه هام خيلي سنگين شده!

اين چندوقت خيلي ها را ناراحت كردم پسر عمم حمزه كه وسط كار ولش كردم(خداييش ديگه نمي تونستم ادامه بدم)و...... و مهمتر از همه خودم!

مي خوام كه همه من را ببخشن اما خودم نمي تونم خودم را ببخشم!

+ نوشته شده در جمعه 1387/11/04ساعت توسط رها |

 

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>